The advantage of not understanding politics

Ahmad Alehossein, 19 March 2011

Wael Ghonim, the Google executive who helped initiate Egypt’s revolution with a Facebook page memorializing a victim of the regime’s violence gave a very interesting speech at TEDxCairo in March 2011.

Up until the very last minutes of the speech, whatever Wael says can be said about Iran too – from the systemic corruption, to poverty, inequality, people’s feelings and their grievances, and the use of internet to expose the regime’s atrocities, etc. However, as an Iranian, throughout the speech you would keep asking yourself why the same results have not been achieved in Iran. We have been travelling the same path for two years even to the extent that it became tenable to talk of ‘Iran’s fourth revolution’ in a matter of a century!

Read the full article at: OpenDemocracy

The Arab uprisings have proved very different in type to those in Iran, in terms of the scale, scope, both their conscious constituents and their beneficiaries, dynamics and social roots.

Advertisements

۲۵بهمن فرخنده روزی برای همه: آری برای همه!

۲۵ بهمن :

برای معترضین، روز اعتراض؛

برای اصلاح طلبان معتدل روزی برای نشان دادن توان خود در بسیج کردن طرفدارانشان و فشار‌آوردن از پایین برای چانه زنی های بعدی یا اگه نشد حد اقل نشان دادن تناقضات نظام؛

برای اصلاح طلبان کمی تا قسمتی رادیکال و خارج نشینان حامیشان، روزی برای (خدا را چه دیدی!) تسخیر میدان آزادی و کپی کردن حوادث مصر؛

برای اصول گرایان معتدل مجلس روزی برای یاد آوری کردن به اصول گرایان رادیکال، میزان کمبود در مشروعیتشان و اهمیت وابسته ماندن به حمایت های مقامات فوق ارشد؛

برای اصول گرایان رادیکال روز شناسایی عاملین فعال و قلع و قمع کردنهای بعد از اتمام تظاهرات (آخه کسی که سه بعد از ظهر یک روز زمستانی می یاد بیرون بنا نیست ظاهرا برای ماندن بیاد)؛

برای مقامات کاخ سفید روزی برای خاطر نشان کردن به مصریان، اهمیت دل نباختن به اسلام گرایان و راضی شدن به آنچه ارتش تحت نظارت سیا برایشان در حال پختن است.

برای گروههای سیاسی خارج نشین روزی برای ابراز وجود از طریق شبکه های ماهواره ای و نسبت دادن اعتراضات به درایت و مدیریت و رهبریت خود؛

خلاصه فرخنده روز پربرکتی است این ۲۵ بهمن!

25 بهمن: قماربازی سبزها و فیلهایی که هوس هندوستان کرده اند

از Ahmad Alehossein‏، در تاریخ چهارشنبه, فوریه 09, 2011‏ و ساعت 03:48 ب‌ظ‏‏

نوشتن این متن برای من بسیار دشوار است. دشوار است و نا جوان مردانه اگر بخواهم حتی ذره ای گرد نا امیدی بپاشم  در زمانه ای که علی رغم همه اختلافات باید متحد بود و از کوچکترین فرصت برای تغییر استفاده نمود. با این حال در پس این نامیدی کورسوی امیدی را می بینم که پس از وقایع چند روز آینده ظهور خواهد نمود. همین امید است که نوشتن این نوشته را برایم آسان می کند.

گفتم تغییر– کلمه ای که اکنون بیشتر بجای کلمه اصلاح بکار می رود حتی توسط اصلاح طلبان و سبزهایی که در پیش زمینه ذهنی خود اصلاحات را ناممکن یافته اند اما هنوز نمی خواهند از واژه انقلاب استفاده کنند، چرا که نسبت به این واژه نوعی حساسیت شدید مغزی دارند.

اما حالا که تغییر اصل شده و مستبدان ما نیز باید مانند مستبدان تونس و مصر بروند، پس چرا نباید نسبت به استراتژی ایجاد این تغییر حساس نبود. آیا نامیدن یک روز برای کسب اجازه تظاهرات جهت حمایت از تحولات در مصر و سپس تبدیل کردن آن به جنبشی برای ایجاد تحول در ایران بهترین استراتژی ممکن است و به نتیجه مطللوب خواهد رسید

به خواندن ادامه دهید

پس چرا ایران مصر نشد؟

– آل حسین- 16 بهمن 89

تقدیم به علی شریعتی که مصلحت پرستی را بدرستی «فاجعه پلید» و «بیماری همه کس گیر» نامید که «وقاحتش از یاد رفته» و تقدیم به همه آنها که وقاحت مصلحت را در عرصه سیاست از یاد برده اند بلکه شاید بیاموزند.

گاهی برای درک اینکه چرا جنبش آزادی خواه در ایران پس از یک قرن از انقلاب مشروطه و ملی شدن نفت و قیامهای متعدد گرفته تا انقلاب 57 و سپس اصلاح طلبی و جنبش اعتراضی سبز هنوز ناکام مانده،  اما جنبش تونسی ها پس از بیست و اندی سال خفقان و جنبش مصری ها پس از سی سال استبداد مطلقه، از میان مردمانی به تمام فراموش شده به ناگاه گُل کرد و پشت شیطان استبداد را بر زمین زد، نیاز داری تا حسابی دست و آستین بالا زنی و پس از هفته ها مطالعه کتب علوم اجتماعی و نظریه های مختلف آنچنانی در باب تغییرات اجتماعی و بحث و گفتگو با صاحب نظران و پروفسورهای رنگارنگ به نتیجه ای برسی که آنهم معلوم نیست درست باشد و پس از چند ماه احتمالا 80 درصدش غلط در می آید. هنوز هم معلوم نیست از دل این پیروزی های بدست آمده آخرش چه نسیب این مردمان کارد به استخوان رسیده شود. باز گردند سر همان خانه اول یا نه؟ و بعد هر اتفاق جدیدی که بیافتد تو می مانی  و آنهمه نظریه پردازی هایت که به درد قوطی هیچ عطاری هم نمی خورد و روز از نو روزی از نو باید مجددا همان دور باطل توی ظاهرا فرهیخته بدو واقعیت پیچیده بدو را تکرار کنی.

اما گاهی هم اصلا نیازی به این همه به خود زحمت دادن ها نیست. بالاخره آن تمدن عظیم و قدیمی که برخی از ما ایرانیان شبانه روز بمانند آدمهای عقده ای که کمبود عقب ماندگی هایشان را در پز دادن به گذشته هایشان جبران می کنند بدان می بالیم باید یک  جا کار را برایمان ساده کرده  و با زبان ساده اما حکیمانه کلید درک این همه پیچیدگی را کف دستمان گذاشته باشد وگرنه به چه دردی می خورد آن تمدنی که فقط در جل خر آویزان شده در قهوه خانه های سنتی و عکس های یادگاری از تخته سنگهای کاخهای مخروبه شهنشاهانش نمایان باشد!ا.

کیمیای سعادت جلد دوم (اگر این آدرس درست باشد؟) در داستانی کوتاه همه چیز را گفته: داستان عابدی که به جنگ شیطان رفت تا درخت شرک را ببرد. پشت شیطان را در مرداد 1285 و اسفند 1329 و بهمن 57 و 22 خرداد  76  و 25 خرداد 88 به زمین کوباند اما هر بار که چنین کرد فریب وعده شیطان را خورد و مصلحت پرستانه از به زیر سوال بردن اصل نظام شرک دست برداشت تا هزینه تغییر را به خیال خود کاهش دهد (سکه های طلا) اما بر طول عمر استبداد افزود.  و بعد که سرخورده باز می گشت تا جبران کند این شیطان بود که پشتش را به زمین می کوبید و وقتی که هاج و واج می پرسید پس چه شد که این بار نتوانستم، پاسخ می شنید که اول که آمدی برای حق بود این بار از سر غیظ و غضب که چرا مصلحت پرستی ات جواب نداده است.

اما این هم اصل آن داستان:

به خواندن ادامه دهید

آخرین فرعون مصر – از بهمن ۵۹ تا بهمن ۸۹

احمد آل حسین – ۱۱ بهمن ۸۹

قاهره هم مانند تهران یک میدان آزادی (التحریر) دارد و این میدان هم اکنون به کانون تحول در تاریخش تبدیل شده است. مصر نیز مانند ایران تمدنی کهن اما جمعیتی جوان دارد. جوانانی که آینده شان را تمامیت خواهان وابسته به سرمایه سالاری جهانی به یغما برده اند. مردمان مصر دریافته اند که بازگرداندن آینده شان در گرو همت امروزشان است. آنان خود جوش بدون هدایت و رهبری هیچ گروه و حزب اپوزیسون اصلاح طلب یا انقلابی راه خویش را به خیابانهای شهرهای خود و از آنجا به آزادی و عدالت و برابری باز کرده اند.آنان مانند هر جنبش خودجوش مستقل و استقلال طلب از یاری هیچ قدرتی جز قدرت نهفته در ایمانهایشان به آزادی و عدالت برخوردار نیستند. آنان نیز مانند سایر مردمان خاورمیانه شریف زندگی کرده اند و جز زندگی شرافتمندانه برای خود و فرزندان خویش نمی جویند. آنان خواهان شغلند. شغلی برای در آوردن یک لقمه نان حلال اما حتی امکان زحمت کشی برای ایشان هم از ایشان سلب شده است تا سرمایه سالاران فاسد ملی و فرا ملی بر تعداد کاخ هایشان بیافزایند.

و در برابر نجابت این مردمان است که روسیاهی و تعفن مراکز زر و زور و تزویر نمایان می شود. مصر همان جاست که معلم شهیدمان را منبع الهام نوشتن کتاب جاویدانش *آری این چنین بود برادر*شد.

اماامروز آن برادر ها و خواهرها دیگر نمی خواهند قربانی باشند. آنان پایان آخرین فرعون خویش را در عصر به اصطلاح دموکراسی و حقوق بشر و این حرفهای قشنگ قشنگ می خواهند. آنان دموکراسی و حقوق بشری و شهروندی خود را خود می خواهند تعریف کنند. نه صرفا روی کاغذهای بی ضمانت سازمانهای بین المل امضا شده توسط فرعون ها و زیر پا گذاشته شده توسط ایادی خونخوارشان.

به خواندن ادامه دهید

کپک زدگی نگرشهای موزه ای در تحلیل شخصیت های تاریخی: مورد علی شریعتی

احمد آل حسین

26 مرداد 1389

https://rahetohid.wordpress.com

ahmad.alehossein(at)gmail.com

بی سرانجامی و بی هدفی فعلی جنبش سبز پس از ناتوانی در رسیدن به اهداف استراتژیک از جمله تغییر در ساختار سیاسی و حقوقی نظام با استفاده از ابزار قانونی موجود و ورود آن به مرحله انقباضی، خلاء ایدئولوژیکی مشهودی را در بین عاملین اجتماعی و فکری متکثر این جنبش پدید آورده است. این البته طبیعی جنبش های ناکام شده اصلاح طلب است و نمونه تاریخی آن هم پس از (یا از کمی قبل از) کودتای 28 مرداد 1332 در ایران در شرایط بعضاً مشابه تاریخی می توان سراغ کرد که به تعمیق اختلافهای فکری و ایدئولوژیک و انشعابهای بی انتها در گروهها انجامید. در این مرحله، عاملین فعال در این گونه جنبشهای اجتماعی خود را با این سؤال بزرگ مواجه می بینند که چگونه می توانند ناکامی ها را توضیح داده و ارزشهای و آرمانهای خود را باز تعریف کنند. این فرآیند اما فرآیند صد در صد خود جوش و خود انتقادی برای هر دسته و گروهی  نیست.

در عمل آنچه معمولا اتفاق می افتد این است که گروههای مختلف در گیر در جنبش، شروع به نقادی عمدتاً تند و تیز از دیگر گروهها کرده و آرمانها و ارزشها و شخصیت های الگوشده آنها را به زیر سؤال برده و عامل شکست و ناکامی جنبش می شمارند و در صدد ایجاد یک گفتمان غالب یا حداقل تقویت وفاداری طرفدارانشان بر می آیند. در شرایط پر از شک و تردید، چنگ زدن به بزرگان فکری و بیرون کشیدن آنان از موزه حافظه تاریخی و به رخ کشیدن یا تخریب و سنگسار کردن آن چهره ها امری متدوال میشود. اسطوره زدایی و باز نگری چهرهای مهم تاریخی صد البته امری مبارک است و می تواند باعث پویایی و تولد اندیشه ها و چهره های جدید شود. اما آنچه این فرایند را بی سرانجام می کند تداوم برخورد موزه ای با این الگوهای فکری است.

در بیشتر مواقع، گروههای مختلف مذهبی و سکولار و نیمه سکولار، چپ و راست و میانه، سرخ و سفید و سبز، وارد بحث و جدلهای ایدئولوژیکی عمدتا بی سرانجام و بی حاصل و بسیار کسالت آوری می شوند. در این بین کسانی که از هنر تبدیل این مشاجرات بی سر انجام به گفتگوهای سازندهء اندیشه ها و استراتژی ها نوین برخوردارند می توانند پیشتازان تحولات مثبت آتی باشند. اما پیدایش گفتمانهای نوین رهایی بخش از دل این مشاجرات در فضای عمومی حاضر، مشروط است به اجتناب از مفروضات نادرست و ناصوابی که این گفتگوهای موجود را به حالت مخرب امروزین در آورده اند.

به خواندن ادامه دهید

دانلود مقاله راه نجات – نوشته دکتر احمد آل حسین (نسخه های pdf)

مقاله راه نجات (1): کدامین سکولاریسم داروی درد ماست؟-نسخه pdf

مقاله راه نجات (2): گذار از جنبش سبز به جنبش نجات نسخه pdf

لطفا جهت شرکت در نظر سنجی در مورد مقاله به ادامه این نوشته وارد شوید

به خواندن ادامه دهید