نجات سرمایه داری و بی آبرویی احمدی نژاد؟!

آقای خاوند تحلیل گر اقتصادی رادیو فردا در مقاله ای کوتاه بهبود حال نظام سرمایه داری را جشن گرفته و از اینکه رژیم ایران هنوز دوزاری اش در باب منافع چنین بهبودی نیافتاده ابراز تاسف نموده است. مقاله هرچند تکرار مکرارات قبل از بحران است اما این جانب را تحریک نمود که چند خطی در پاسخ به ایشان بنویسم و امثال ایشان را به تاملات عمیق تری در باب این مسئله فرا بخوانم: مقاله مذکور را در لینک زیر دریافت نمایید؛

اقتصاد جهانی و چالش‌های پس از بحران

جناب خاوند!  در مقدمه مقاله  در مورد معاندین و منتقدین سرمایه داری کم لطفی فرموده همه را به یک چوب نوازش فرموده اید. راحت است که نظامی را که همچنان به افزایش فقر و نابرابری جهانی و بحران های شدید دوره ای که طی آن میلیونها نفر کار و مال و زندگی شان را از دست می دهند نظامی پایدار دانست چون هنوز صرفا سر پاست. حتی بسیاری از مارکسیست ها و نو مارکسیست ها اعتقاد ندارند که سیستم به خودی خود فرومی پاشد و اندکند کسانی که نقش عامل انسانی و ایدولوژی های به ظاهر علمی که جنابعالی نیز گویا ازآنان بسیار متاثرید را نادیده انکارند.
آسان است که انگشت اتهام را به سوی برخی منتقدین نشانه رفت که چرانتوانسته اند زمان فروپاشی نظام سرمایه داری را درست پیش بینی کنند. اما برای بسیاری مسئله، ضد اخلاقی و ضد انسانی بودن این نظام است. رژیم جمهوری اسلامی نیز بارها توسط مخالفینش تحلیل و محکوم به فروپاشی در عرض چند سال شد. آیا پایندگی این رژیم دلیل بر انسانی و بی بدیل بودنش است.

به خواندن ادامه دهید

Advertisements

١٦ آذر نقطه عطفي در حيات سياسي جنبش سبز

١٦ آذر نقطه عطفي در حيات سياسي جنبش سبز

Bookmark and Share

16 آذری دیگر نزديك مي شود و مجددا گمانه زنی ها در مورد توانایی جنبش سبز یا جنبش اعتراضی طبقه متوسط شهری و روشنفکری برای ابراز وجود در این روز در حال اوج گرفتن است. آیا این جنبش ، این بار با محوریت جنبش دانشجویی، قادر به بسیج تعداد قابل ملاحظه ای از معترضین و رقم زدن برگ دیگری از تاریخ نونهالش خواهد بود؟

ازرسانه های خارجی  گرفته تا رسانه های محافظه کار و اصلاح طلب منتظرند تا مانند پزشکانی که بیمار خود مجددا به تکرار آزمایش هایش می فرستند، میزان مشارکت آدمهای سبز پوش در 16 آذر را دلیل هنوز زنده بودن یا در حال مردن این جنبش بدانند. از استراتژیستها و امنیتی های نظام گرفته تا تحلیل گران و سیاستمدران خارجی از همین اکنون تحولات را را زیر نظر داشته و در تلاشند تا سیاست های آتی خود را بر اساس این تقریبا آخرین شانس جنبش اعتراضی تنظیم کنند.

به خواندن ادامه دهید

ما و شريعتی (و جنبش اعتراضی مان) – بمناسبت ۳ آذر سالروز تولد دکتر علی شریعتی

ما و شریعتی و جنبش اعتراضی مان- آسیب شناسی جنبش سبز

احمد آل حسین – آذر 1388

مقاله پیوست شده (ما و شریعتی ) در انتهای این مقاله در سال ۱۳۸۱ به مناسبت سالگرد شهادت دکتر شریعتی نوشته شد و در سایت ملی مذهبی منتشر شد. آن زمان، زمان اوج اصلاحات بود و تقبیح شریعتی به عنوان عامل اصلی پیدایش نظام ولایی (به خاطر کتاب امت و امامتش) باب همه همایش هایی که انجمن های اسلامی و اصلاح طلبان یک شبه آزادی خواه شده بر قرار می کردند. به یاد دارم سخنرانی آقای علوی تبار را که شریعتی را در مقایسه با جنبش نوپای اصلاح طلبی محافظه کار تلقی نمود.

اکنون از زمان انتشار آن نوشته  ۷ سال پر تلاطم گذشته است. اصلاحات به قول مبتکرینش به «بن بست» (کلمه ای که در مقاله مذکور 3 سال زودتر عنوان شده بود) رسید. کسانی که شریعتی را متهم به محافظه کاری می کردند در هر انتخابات از پیش مهندسی شده ای شرکت کرده ، نامزد معرفی می کردند و مردم را به شرکت کردن در انتخابات تشویق می فرمودند.  بودند از میان دوستان روشنفکرمان که به اسلام اعتقادی نداشتند (و شریعتی را مقصر بیدار شدن غول مذهب می دانستند) و یا اگر داشتند در حد اعتقادات شخصی و در نتیجه شریعتی را متهم به عدم پایبندی به لیبرالیسم. اما همین دوستان بارها و بارها صفحات شناسنامه شان را به مهر انتخابات جمهوری اسلامی مزین نمودند. آنان به خود ایمان نداشتند که می توانند از بطن اندیشه شریعتی مبارزه با استبداد دینی را استخراج کنند یا اسلام را بار دیگر به اندیشه راهنمای خود برای رهایی از ظلم تبدیل نمایند. اما آنان ایمانی باور نکردنی به این امر داشتند که نظام ولایی می تواند از بالا اصلاح شود! دریغ از یک ثانیه که صرف تدوین نظام های فکری سیاسی و اقتصادی و اخلاقی بدیل وضع کنونی شود و اما چه دست و دلبازانه سالها ی مدید و پولهای کلان که صرف بازی های مستانه سیاسی نشد.

به خواندن ادامه دهید

آنچه از پیش عیان بود

مقاله «بحران جهانی و افسون زدگی نولیبرالیسم ایرانی – اسلامی» (نوشته شده در آذر 1387 یعنی یکسال پیش) را بار دیگر مرور می کردم همراه با در نظر گرفتن شرایط جدید بعد از انتخابات (یعنی گسترش سرکوب، گسترش قدرت اقتصادی مافیاهای مالی نظامی از قبل خصوصی سازی، و حذف یارانه ها).

به جملاتی برخوردم که ذکر مجدد آنان خالی از لطف و تامل نیست:

«دولت بعدی چه از آن احمدی نژاد باشد چه از آن دیگری دولت بحران است و آنچه مسلم است این است که در شرایط بحرانی، آزاد سازی اقتصادی و خصوصی سازی نا ممکن تر، نا موزون تر و ناموفق تر از قبل خواهد شد و پیامد های بسیار مخرب و فاجعه آمیزی به بار خواهد آورد که تنها با سرکوب می توان مهار کرد. در چنین شرایطی، با نزدیک شدن به انتخابات، گروههای اصلی در حاکمیت و مشاورین و شبه روشنفکران وابسته بیرون ازحاکمیت شان، دست به بازی مشمئز کننده سیاسی زده اند. در حالیکه دولت احمدی نژاد … «

از جمهوری اسلامی نفت تا جمهوری سکولار موز

احمد آل حسین

https://rahetohid.wordpress.com

در اخبار اخیر آمده بود که هزاران فرانسوی طوماری را در اعتراض به نامزد شدن آقازادهء سرکوزی، ژان سرکوزی – جوان 23 ساله دانشجوی سال دوم حقوق- برای بدست گرفتن ریاست یکی ازبرجسته ترین شرکت های تجاری فرانسه (اپاد) امضاء کرده اند. شرکت مذکور اداره یک منطقه تجاری پر درآمد بنام دفانس را بر عهده دارد. برخی از معترضین ابتکاری به خرج داده با بدست گرفتن موزهایی که به پرچم جمهوری لائیک فرانسه مزین شده بودند اعتراض خویش را به نمایش گذاشتند. معترضین مذکور با این کار نگرانی خویش را از تبدیل شدن جمهوری فرانسه به آنچه نزدیک به یک قرن پیش نویسنده ای  آمریکایی بنام ویلیام سیدنی پورتر (معروف به اُ هنری) «جمهوری موز» نامیده بود ابراز داشتند.  اُ هنری این اصطلاح را در مورد کشورهایی مانند هندوراس بکار برد که در آن استبداد سیاسی با اقتصاد تک محصولی (عمدتا محصولات کشاورزی مانند موز و میوه های استوایی) آمیزه ای را بوجود می آورد که باب طبع استثمار گران آن زمان بود. چنین اقتصاد هایی قاعدتا بر اساس رانت خواری و خویشاوند سالاری (nepotism) استوار هستند. فساد طبقه حاکمه اما آن چیزی است که مورد استفاده شرکت های سوداگر چند ملیتی (غربی) قرار می گرفت تا منافع کلان خویش را از تجارت با این کشورها تامین کنند.

به خواندن ادامه دهید

بحران جهانی و افسون زدگی نولیبرالیسم وطنی

بحران جهانی و افسون زدگی نولیبرالیسم وطنی

جمعه ۸ آذر ۱۳۸۷ – ۲۸ نوامبر ۲۰۰۸

احمد آل حسین

نولیبرالیسم در هیچ کجای دنیا نتوانسته به شکل خالص مثلاً علمی اش عملی شود. در همه جا نولیبرلیسم به شکل ناقص و در امتداد مطامع گروهها و طبقات مسلط ظهور یافته است. علت این است که نولیبرالیسم با فرض های غیرواقعی اش در مورد جامعه مدلهایی را آفریده که تنها چون ابزاری برای تقویت انحصارات غیردولتی و غیرمردمی بکار برده می شوند. آنچه از پایان جنگ تا کنون اجرا شده است را می توان ترکیب التقاطی نولیبرالیسم با سیاست های ضددموکراتیک سه جریان دانست که به ترتیب عبارتند از: 1) نو لیبرالیسم با وعده (2) نولیبرالیسم با خنده و (3) نولیبرالیسم با عربده .

در این نوشته، سعی براین است که توضیح دهم چگونه بحران اقتصادی جهان، اقتصاد نولیبرالی را با بحران مشروعیت جدی مواجه کرده است، حال آنکه بحران اقتصادی در ایران به فرصتی برای نولیبرالهای ایرانی تبدیل شده تا به بازسازی مشروعیت باورهای ایدئولوژیکشان به پردازند! در این راستا، از بررسی اجمالی شرایط بحرانی جهان آغاز کرده، عواقب شرایط جدید را برای اصالت گرایی اقتصادی ( essentialism ) یادآور شده، سپس به بررسی روند آزادسازی اقتصاد ایران و جایگاه نولیبرالیسم اقتصادی در این کشور می پردازم. در نهایت به جهت باز کردن باب گفتگو در مورد نظام مطلوب اقتصادی، به معرفی برخی از اصول اقتصاد مشارکتی در یک نظام دموکراتیک شورایی خواهم پرداخت. این مقاله همچنین سعی دارد تا توجه خوانندگان را به نکات زیر جلب نماید:

  • بحران اقتصادی جهان و ایران دو پدیده به شدت در هم تنیده اند و هر دو دارای هم ریشه های مشترک و هم خاص تاریخی خود هستند [1] .
  • از جمله ریشه های مشترک این هردو بحران، غلبه ذهنیت اتوپیایی و ایدئولوژی زده نولیبرالیسم یا بازار سالاری است که برایش رشد عدد و رقمی اقتصادی، به قیمت افزایش نابرابری و ناامنی های اجتماعی – اقتصادی و تخریب محیط زیست و تضعیف نهادهای دموکراتیک در اولویت بوده است.
  • بحران در ایران زودتر، شدید تر، با عواقب وخیم تر و به شکل نامتعین تری پدید آمده که ناشی از سیاست های متناقض نظام از یک طرف و ساختار چند قطبی ( oligopoly ) قدرتِ سیاسی-اقتصادی از طرف دیگر می باشد.
  • بحران اقتصادی در ایران معلول هم عوامل داخلی و هم عوامل خارجی است. یک تحلیل جامع، تحلیلی است که ارتباط این دو دسته عوامل را با هم بررسی نماید؛ نه آنکه بحران را یا عمدتاً به عوامل داخلی مانند سوء مدیریت های دولتی و اقدامات اقتصادی غلط مرتبط نماید و نه آنکه عامل اصلی آنرا عمدتاً عاملی خارجی چون روابط نابرابر بین المللی و فشارهای غرب بداند.
  • به علت درهم تنیدگی عوامل داخلی و خارجی، راه حل خروج از بحران اقتصادی-سیاسی نه راه حلی صرفاً درونی و نه صرفاً بیرونی است. بلکه گذار از بحران و تبدیل آن به فرصتی تاریخی جهت نجات کشور تنها از طریق ایجاد جنبش سلطه زدایی و مشارکت فعال در گسترش آزادی و برابری در سطح جهانی ممکن می شود.

به خواندن ادامه دهید

پرونده کردان: یک سوراخ در دو کشتی

احمد آل حسین

• مقایسه این دو رفتار رییس جمهوری، یکی اصلاح طلب در برابر وزیری به ناحق متهم شده و دیگری یک محافظه کار در برابر یک وزیر با مدرک جعلی، براحتی ذهن هر ناظری را به بی اساس بودن ادعاها و بهانه های دولت اصلاح طلب در مورد موانع اصلاحات متوجه می نماید …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه ٨ آبان ۱٣٨۷ – ۲۹ اکتبر ۲۰۰٨

در تاریخ حوادثی هستند که به ظاهر کوچک می نمایند اما معرف حوادثی بس بزرگترند، درست مانند یک سوراخ در بدنه تایتانیک


به خواندن ادامه دهید