شریعتی، مهدویت و انتظار

تاملی برشیوه برخورد شریعتی با مسئله مهدویت

احمد آل حسین

اگر به  آثار شریعتی در مورد مطلوب ترین روش مبارزه با ارتجاع رجوع شود، وی روش «اصلاح انقلابی» را پیش می کشد و می گوید از محمد الهام گرفته که مفاهیم را یج مشروعیت بخش به قدرت و سنت های ارتجاعی را یک شبه نفی و رد وباطل نباید کرد، بلکه همان مفاهیم را گرفته معنای جدید به آنها می دهی. بنابراین باب گفتگو را با حتی مرتجع ترین اقشار با استفاده از زبانی قابل فهم باز می گذاری.
شریعتی بدنبال اصلاح کردن است  اما نه اصلاحات حکومتی وابسته به بله گفتن آقا طی حکم حکومتی شان. وی در نهایت بدنبال تحول انقلابی است اما نه انقلاب خونین خیابانی مبتنی بر شور برای کسب قدرت و جای آقا را گرفتن و خود آقا شدن.
اصلاح انقلابی با انقلاب در عمق وجدان ها و فهم ها آغاز می شود . در همین راستا شریعتی تز انتظار مذهب اعتراض را تدوین می کند.
شریعتی گویی میداند آن محمد پسر حسن عسگری (اگر هم وجود خارجی داشته) نمی آید. وی بسا می داند مهدی موعود نظام سنتی دینی مهدی موهومی بیش نیست. اما وی همزمان به اعتقاد مردم احترام می گذارد. می داند چرا مردم منتظر چنین منجی هستند و چرا نظام صفوی آنرا ابداع کرده تا تحقق انتظار مردم برای رسیدن به عدالت را به روزی حواله کند که هر گز نمی آید . روزی که بقول مجلسی» نشانه اش  «طلوع خورشید از غرب» است!
به خواندن ادامه دهید
Advertisements

ما و شريعتی (و جنبش اعتراضی مان) – بمناسبت ۳ آذر سالروز تولد دکتر علی شریعتی

ما و شریعتی و جنبش اعتراضی مان- آسیب شناسی جنبش سبز

احمد آل حسین – آذر 1388

مقاله پیوست شده (ما و شریعتی ) در انتهای این مقاله در سال ۱۳۸۱ به مناسبت سالگرد شهادت دکتر شریعتی نوشته شد و در سایت ملی مذهبی منتشر شد. آن زمان، زمان اوج اصلاحات بود و تقبیح شریعتی به عنوان عامل اصلی پیدایش نظام ولایی (به خاطر کتاب امت و امامتش) باب همه همایش هایی که انجمن های اسلامی و اصلاح طلبان یک شبه آزادی خواه شده بر قرار می کردند. به یاد دارم سخنرانی آقای علوی تبار را که شریعتی را در مقایسه با جنبش نوپای اصلاح طلبی محافظه کار تلقی نمود.

اکنون از زمان انتشار آن نوشته  ۷ سال پر تلاطم گذشته است. اصلاحات به قول مبتکرینش به «بن بست» (کلمه ای که در مقاله مذکور 3 سال زودتر عنوان شده بود) رسید. کسانی که شریعتی را متهم به محافظه کاری می کردند در هر انتخابات از پیش مهندسی شده ای شرکت کرده ، نامزد معرفی می کردند و مردم را به شرکت کردن در انتخابات تشویق می فرمودند.  بودند از میان دوستان روشنفکرمان که به اسلام اعتقادی نداشتند (و شریعتی را مقصر بیدار شدن غول مذهب می دانستند) و یا اگر داشتند در حد اعتقادات شخصی و در نتیجه شریعتی را متهم به عدم پایبندی به لیبرالیسم. اما همین دوستان بارها و بارها صفحات شناسنامه شان را به مهر انتخابات جمهوری اسلامی مزین نمودند. آنان به خود ایمان نداشتند که می توانند از بطن اندیشه شریعتی مبارزه با استبداد دینی را استخراج کنند یا اسلام را بار دیگر به اندیشه راهنمای خود برای رهایی از ظلم تبدیل نمایند. اما آنان ایمانی باور نکردنی به این امر داشتند که نظام ولایی می تواند از بالا اصلاح شود! دریغ از یک ثانیه که صرف تدوین نظام های فکری سیاسی و اقتصادی و اخلاقی بدیل وضع کنونی شود و اما چه دست و دلبازانه سالها ی مدید و پولهای کلان که صرف بازی های مستانه سیاسی نشد.

به خواندن ادامه دهید

آخوند درباری

آخـونـد دَربـاری!

فرستادن به ایمیل چاپ

با این اصطلاح به خوبی آشنا هستید. هرچند بعد از سه دهه، دیگرنه از تاک نشان مانده است و نه از تاک نشان!

به گمانم این عنوان را برخی از روحانیون مبارز برای تبرئه خویش از عملکرد این قشرِ به قدرت تکیه کرده وضع کرده باشند، وگرنه مردم عادی معمولا حریمی برای این صنف نگه می‌داشتند و کمتر متعرض آنان می‌شدند.

در گفته‌ها و نوشته‌های آقای خمینی از این عده که دعاگوی ذات اقدس ملوکانه و توجیه‌گر نظام سلطنتی در مجالس و محافل رسمی بودند، بسیار یاد می‌شد. فیلم‌های تشریفات تاجگذاری که هرازگاهی در تلویزیون‌های خارج کشوری به نمایش گذارده می‌شود، در کنار»بزرگ ارتش داران» چهره‌هائی از «بزرگ عمامه داران» نیز نشان داده می‌شوند که با دعای سلامتی برای تنها پادشاه شیعه جهان! مشروعیت نظام را تثبیت می‌کردند.

پس از انقلاب، با تسخیر ساواک، پرونده قطوری از لیست حقوق بگیران این صنف دربایگانی اداره کل سوم به دست آمد که توسط معاون نخست وزیر در امور انقلاب ، آقای دکتر یزدی، به رهبر انقلاب تحویل داده شد تا با صلاحدید ایشان با آنان برخورد گردد. متأسفانه با زیر تشک رفتن این پرونده، ماجرا مختومه شد و قضیه سر به مهر ماند. گویا مصلحت ندیدند اعتبارروحانیت با خیانت آنان خدشه‌دار گردد. بعدها نیز «دادگاه ویژه روحانیت» را تأسیس کردند تا کسی نتواند با اتکاء به موارد مشابهی اصل روحانیت را حرمت شکنی کند.

به خواندن ادامه دهید

قرآن جبر گرا یا اختیار گرا یا مبهم؟

الله یهدی من یشاء و یضل من یشاء

بحثی با یک دوست عرب زبان داشتم در مورد ترجمه این آیه . تفسیر کرد که خدا هرکه راکه خودش (خدا) بخواهد هدایت می کند و هر که را که خودش بخواهد به ضلالت می کشاند. معترض شدم که این جبر است. به عنوان یک اهل سنتی که تجربه سده ها تبلیغ جبر گرایی از دوران بنی امیه هنوز در اندیشه هاشان وجود دارد مشکلی با جبر نداشت.

سپس از او خواستم که به زبان عربی این جمله را بگوید: خداوند هر که را که وی ( خود فرد) بخواهد هدایت می کندو …

حدس بزنید چه جمله ای گفت:

به خواندن ادامه دهید

وحی چیست و آیا قران کلام خداست؟

در مورد وحی بر اساس تعریفی که از قران می توان به راحتی کسب کردو در بین همه ادیان هم پذیرفته شده است وحی عبارت است از پروسه ای که در آن عالی ترین معانی حقیقت نهفته در خلقت و سنن آن (که شامل خود بشر و تاریخ شکل گیری اخلاقی وی نیز می شود) به سطحی «قابل» درک وفهم مخاطبین تنزل پیدا می کند.

توجه داشته باشید تفاوت هست بین نزول به سطح درک و شعور مخاطب با نزول به سطح قابل درک و فهم انسانی  مخاطبین. اولی جنبه آموزشی بسیار کمتری دارد و حقیقت متعالی و پیچیده خدا و خلقت و خلق را به سطحی بسیار پایین تر نازل می کند و راهی برای استفاده از بیان و متن جهت فهم آن پیچیدگی ها فراهم نمی کند. اما در حالت دوم یعنی «قابل فهم» مفاهیم به گونه ای نازل شده اند که شرایط صعود مخاطب را از طریق کشف و فهم متن یا بیانات فراهم می کنند. مانند نردبانی که از جایی بلند به سطحی پایین تر نازل کنند از این جهت که آن کسانی که در پایین هستند نردبان را جهت صعود خود استفاده نمایند.

از این روست که هم گفته می شود که قران «نازل» شده است هم گفته می شود که ذالک الکتاب لاریبه فی هدی للمتقین (هدایت است برای تقوا پیشه گان).

وحی در مورد زنبور عسل هم بکار رفته که نشان می دهد این پروسه همراه با تکامل بشر از حیوان خود نیز تکامل پیدا کرده است تا زمانی که به نظر ما مسلمانان و بنا بر قول وحی به  آخرین فرستاده حادث شده و از ان به بعد عقل اجتماعی و اخلاقی بشر به حدی رسیده که خود کاشف حقایق باشد. این زمان زمانی است که دیگر این امکان تاریخی برای بخشی از جامعه انسانی در شبه جزیره عربستان پدید آمد که نتیجه وحی را کاملا ثبت کرده و از آن پاسداری کنند (حالا اختلافات جزیی در قرائت بخش های بسیار محدود آن هست یا نه و یا ترتیب سوره بر اساس نظم هست یا نه بماند که فرع بر قضیه است). از این زمان به بعد سخن راندن از جانب خدا ممنوع است و دیگر از کسی پذیرفته نیست که از جانب خدا حرف بزند. عقل جمعی بشر برای هدایت کافی است. اما عقل اخلاقی جمعی مانند عقل علمی نیاز به گواهی و علائم دارد. یکی از بهترین منبع علائم و تجارب که باقی مانده همین قران است (آیه یعنی علامت).

به خواندن ادامه دهید

نقد یا تخریب؟ کدامین رویکرد به فرهنگ

 

آقای گنجی از کیسه شهرتی که در قبال مقاومتش در برابر جمهوری اسلامی بدست آورده خرج می نماید تا مثلا نشان دهد که تاریخ و فرهنگ و دین ما مالامال از اندیشه های خشونت پرور است. (1)همین طور است آقای گنجی ; تاریخ ما نیز مانند تاریخ دیگران (ازجمله غرب) مالامال از خشونت و دیگر کشی بوده است و احتمالا برای مدتی بلند خواهد بود. آنان که خود را مهد علم و دموکراسی می دانند کرور کرور آدم می کشنددر گوانتانا موبی شکنجه می کنند و نقض حقوق بشر می کنند و بمب اتمی درست می کنند ومسابقه تسلیحاتی راه می اندازند و مردم عادیشان را به لحاظ مالی به خاک سیاه می نشانند تا بازارهای مالیشان به سلامت بحران را پشت سر گذاردند و

به خواندن ادامه دهید