ترامپیسم یا اضمحلال آونگی یک دولت-ملت


یکی از عوامل استحاله شبه دموکراسی انتخاباتی به نظام (شبه)‌فاشیستی همانا به عقد سرمایه داری درآمدن این نظام سیاسی است. توهم داشتن دموکراسی درحالیکه انتخاب تنها به بین بد و بدتری که هردو متعهد به اصول یک نظام واحد سیاسی-اقتصادی هستند محدود شده است به سرخوردگی تدریجی از اصل دموکراسی در میان توده ها انجامیده و کار به جایی می رسد که همان محدود فرصت های انتخاباتی سرانجام به انتخاب رهبر پوپولیستی می انجامد که چون به قدرت می رسد تمامی تلاش خود را برای بسته تر کردن جامعه و تخریب ته مانده حقوق شهروندی می نماید.

همان منور الفکرهایی که به این توهم دموکراسی (در نظام ولایت مطلقه سرمایه تحت هر نام و نشان و مذهب و ایده ای) هر چهار سال یکبار با به پای صندوق کشاندن منتقدین و معترضین به نام اصلاح و اصلاحات دامن می زده اند انگشت به دهان از درک چرایی این استحاله در مانده به تحلیل های عجیب و غریبی دست می زنند. عجبا که مدعیان اصلاحات خود را محتاج اصلاح ندانسته از اصلاح خویش در سایه تجربه تاریخی تلخ مذکور امتناع ورزیده، بازهم در همان سراب مصلحت طلبی خود باقی مانده و راه حل شان این خواهد بود که درس آموزی تجربی را به خود ملت باید حواله کرد. بگذار خود ملت مزه انتخاب ناشایسته خود را چشیده باز به سوی ما بازگردند. ملت دو انتخاب بیشتر ندارند یا ابله پرمدعا یا معتدل هوشمند نما! دومی را نخواهند به حق اولی نصیبشان خواهد شد!

غافل از این که تا آن زمان چه منابعی که به تاراج نرفته و چه پتانسیلهایی که به باد نداده و چه استعدادهایی که زایل نگشته. و آنچه در واقع اتفاق می افتد آونگی است که هر آمدنش دوباره رفتنی دارد. و هر یک قدم به جلویش ده قدم به عقب دارد. آیا این براستی واقع انگاری است یا ایده آلیسم است؟

اگر شبه فاشیسم در این دور آونگ به فاشیسم تمامیت خواه تبدیل نشود و کاررا به جنگ و نزاع و خرابی نکشاند و زمینه برای بازگشت به اصلاح طلبی حکومتی باز فراهم شود اما این دور جدید اصلاح طلبی خود را در موقعیتی بسا بسیار ضعیف تر از قبل خواهد یافت. و آن گاه است که ملت سرخوردگی هاشان عمیق تر و درک سیاسی شان سطحی تر و راه حل هایشان وحشتناک تر و ارزشهایشان بی ارزش تر خواهد شد و دوباره گردش ارتجاعی آونگ سقوط کامل دموکراسی و ظهو حاکمیت نظامیان را فراهم خواهد کرد. انوقت است که مدام از همین مردمانی که دل به صندوق رای خوش کرده بودند می شنوی که «این مملکت فقط یک رضا خان کبیر می خواهد»!

16865190_1756123351079802_7853065980741638795_n

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s