سوسیالیسم بد است…. اما فقط برای من و تو!


سوسیالیسم برای من و تو بد است. برای طبقه کارگر و کارمند و مزدبگیر و زحمت کش ضرر دارد. مصادف با دیکتاتوری است. زیر پاگذارنده حقوق فردی است. بارگران بر دوش دولت است. تمرکز قدرت در دستان دولت-ملت است. تامین رفاه من و تو ما را به یک مشت مفت خور تبدیل می کند. ما ظرفیت داشتن رفاه را نداریم. رفاه راکدمان می کند. باید ریاضت بکشیم تا مولد شویم.

برای ما بی سرمایه ها اما سرمایه داری خوب است! ما زحمتکشان و درس خوانده ها که جز زور بازو و فکرو ذهن مان هیچ سرمایه دیگری نداریم و نخواهیم داشت، برای مان سرمایه داری خوب است.

سوبسیدها باید برداشته شوند. قیمت ها آزاد گردند. تا مبادا من و توی زحمتکش همان میزان مساعده از دولت ها بگیریم که یک سرمایه دار. نانی که یارانه دولتی می گیرد تا قابل خرید توسط من و تو شود یک نان سوسیالیستی است. چرا باید یک سرمایه دار همین نان را باهمین قیمت بخرد. باید یارانه را برداشت تا همه ماها آری همه ما ها نان را به قمیتی که یک سرمایه دار می تواند بخرد و نوش جان کند بخریم و کوفت وجودمان کنیم. باید حتی از حداقل مزد هم محروم باشیم. تعیین حد اقل مزد یا تعیین آن بالا تر از خط فقر یک بیماری سوسیالیستی است. باعث رکود اقتصادی می شود. این یعنی مداخله دولت در اقتصاد. این یعنی دست و پای سرمایه دار را بستن. این یعنی تولید را تخریب کردن! به اضافه اینکه افزایش حقوق من و تو باعث رشد نقدینگی می شود و این یعنی تورم. اصلا من و تو باید به همان کمتر از حداقل مزد قانع باشیم تامبادا تورم افزایش حقوقمان را در خود ببلعد که تنها عامل اصلی تورم مزد و مواجب من و توست!

اما سرمایه دار موتور حرکت اقتصاد است. نوش جانش بخورد و ببرد. یکروزی وقتی که خیلی خیلی سیر شد هرچه خورده از بالا برای من و تو بالا می آورد و می ریزد پایین روی سرمان که برداریم. به این می گویند اصل اقتصادی تریکل دَون (ریزش به پایین). هنوز بعد از چهار دهه وعده و وعید و ریاضت و نابرابری، محقق نشده که نشده باشد. بالاخره یکروزی می شود. تریکل دون مهدی موعود عصر ماست. انتظارش راباید صبورانه کشید. عوضش سرمایه دار که کار تولید می کند . 200 میلیون شغل از 3400 میلون شغل در سرتاسر جهان را ابرشرکت های چند ملیتی آفریده اند – 5%- وبیشترش هم در کشورهای فقیر با روزی یکی دو دلار که بهتر از مردن کنار خیابان است. بله. سرمایه دار سرمایه می گذارد و من و توی چلاقِ علیلِ ذلیلِ کند ذهنِ سفیه، که نبوغ اقتصادی یک پولدار نخبه را نداریم (که اگر می داشتیم نمی رفتیم دنبال یادگیری لاتائلات یک من دوغاز دانشگاهی کله بترکان یا فنون و حِرَف تولید)، افلیج تراز آنیم که دوشادوش هم در تعاون با یک دیگر کارآفرینی کنیم و راه همکاری بالنده را به جای رقابت مخرب یاد بگیریم (که اصلا همکاری ضد طبیعت انسانی ذاتا طماع است!) و بی شعورتر از آنیم که تملک اشتراکی ابزار و منابع تولید را بتوانیم دوام آوریم. ابله تر از آنیم که بتوانیم مدیریتی برمبنای تصمیم سازی های دموکراتیک داشته باشیم.

آری از این رو ما همیشه محتاج این نخبگان اقتصادی عزیز، این کارآفرینان و سرمایه گذاران مهربان خواهیم بود. اگر دیروز زندگی بدون شاه و سلطان و قیصر و کسری و موبد و ملا که همگی سایه های خدا روی زمین بودند ناممکن بود، امروز اما زندگی بدون سرمایه دار و سرمایه سالار و سرمایه گذار ناممکن است. سرمایه داری را حذف کنیم چارچوب حیات بشری روی سرمان خراب می شود. آسمان به زمین می آید. به بلای مردم شوروی کمونیستی سابق و کره شمالی فعلی دچار می شویم.

از اینروست که دولت ها به جای تضمین شغل و رفاه برای من و توی ولنگار، باید به تامین رفاه و امنیت این نخبگان و اسطوره های اقتصادی جهان مدرن کمک رسانند.
مبادا مقررات دست و پاگیر اجتماعی و زیست محیطی برای حفظ و حراست از حقوق کارگری و انسانی و شهروندی و محافظت از طبیعت ما وضع کنند که خدای نکرده خاطر سرمایه داران مکدر شده و جلای وطن کرده به چین و ماچین روند و آنجا کارآفرینی کنند. مبادا مالیاتی قابل توجه از ایشان بگیرند. بهترین سوبسید و یارانه را در قالب حذف و کاهش مالیات باید به ایشان داد. باید مقدر نمود که بتوانند در بهشت های مالیاتی پولهایشان را ذخیره کنند تا مبادا گوشه اسکناسهایشان تا شود. باید بتوانند تا هرکجا که می شود منابع ما را از زیر زمین خارج کنند و بسوزانند و بفروشند که بسوزانند و اگر بلای زیست محیطی و گرمایش زمینی هم حاصل شد ما مسئول رفع آنها هستیم نه آنها که عامل این بلایا بوده اند.

اگر خدای نکرده از قضای روزگار (زبانمان لال نه به خاطر رفتارهای اقتصادی ریسکی مهار دررفته در خلا مقرراتی) کارشان به ورشکستگی کشید، دولت ضد سوسیالیستی ما باید اما به مدد ایشان آمده با ریختن تریلیون ها دولارپول بی زبان طبقات زحمتکش مالیات دهنده و وامدار کردن آنها و چند نسل بعدشان، این نخبگان اقتصادی و شرکتهایشان که به قول حضرت اوباما حالا «بزرگ تر از آنند که شکست بخورند» را نجات دهند .

آری آری راست می گویی که «این که شد همان سوسیالیسم». باشد! اما این یک سوسیالیسم محدود است برای یک درصد بالایی. برای اکثریت سرمایه «ندار» خوب نیست اما برای اقلیت سرمایه دار خوب است. عامل رشد اقتصادی است حتی در وسط بحران مالی. خوب اینجوری است دیگر. چه دوست داشته باشی چه نداشته باشی، چه این تناقض را بفهمی چه نفهمی . یک جوری همین جوری هاست!

این نمایش پرده‌ای نیاز به جاوااسکریپت دارد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s