الهیات رهایی بخش، پاد زهر تروریسم به اصطلاح اسلامی و اسلام به اصطلاح سکولار!


این آقای گنجی با علوم انسانی و اجتماعی همان کار را دارد می کند که لنین و استالین با مارکس و مارکسیسم. در مقاله ی اخیرش در رادیو فردا و همچنین نسخه انگلیسی ترجمه شده اش در هافینگتون مجددا با تکیه بر تجدد گرایان جامعه شناس تصویر غلطی از تاریخ تجدد و سکولاریسم را ارائه کرده است. در حالی که تصورات تجدد سالارانه در جامعه شناسی چند دهه ای است زیر پتک هم پسا ساختارگرا ها و هم پسا استعماری ها رفته است وتحقیقات تاریخ شناسی هرچه بیشتر از پیش فرضهای شرق شناسانه دور تر می شوند بیشتر پرده از تصورات غرب محورانه جامعه شناسی تجدد سالار برداشته میشود، اما ایشان با کشاندن یک طرفه این موضوع به بحث های عمومی و استنتاج این حکم بی اعتبار که دولت فقط مال چند سده اخیر آنهم حاصل تجدد غربی است را برای استخراج نتیجه بی اعتبارتر دیگر که اسلام اصلا کاری به دولت ندارد چون در زمان اسلام دولت وجود نداشته است! بکار برده است. حالا می گفت دولت مدرن بدین شکل و شمایل پیچیده امروزی یک چیزی. معمولا هم اهل فن فرصت پاسخ گویی به این ناجویده خواندن های تاریخی و نظریه های دولت و دین را ندارند! در نقد مقاله گنجی مختصر باید بگویم:

این آقایان سکولار شده که «به درستی» نظریه های آفرینش خلق الساعه ای بشر را رد کرده و نظریه تکاملی داروین را ترجیح می دهند اما چرا «به غلط» وقتی که به تاریخ تحول نظامهای اجتماعی و انسانی می رسند ناگهان خلق الساعه ای شده و ضد تکاملی و دولت و مدرنیته و دموکراسی و حقوق بشر …. را همگی زاده یک گسست تاریخی در تمدن بشری می دانند که از یکی دو سده پیش آنهم در اروپا شروع شده است! این همان نیست جز تداوم ته نشست های جزمی نگری های ارتجاعی این حضرات که اکنون رنگ و بوی سکولار و متجدد یافته است. تمام این نبوغی که بکار می برند تا به نقد استبداد دینی بپردازند وقتی به نقد نظریه های شرق شناسانه و غرب محورانه غربی می رسد دود می شود و می رود هوا!

هم دولت به اصطلاح مدرن و هم دولت در معنای عام آن ریشه های عمیق تاریخی دارند (همان طور که چند سال پیش در در مقاله راه نجات مطرح کردم اشکال مختلف تاریخی تجدد و دولت و سکولاریسم داریم ) و هم مکاتب مختلف اسلامی برای دولت و سیاست و اقتصاد نظر و نظریه دارند. شما که همه اش داد می زدی که اسلام فقط قرآن نیست و متن مقدس نیست چطور اکنون برای اثبات نظرت مجموعه نظریات اسلام شناسان در مورد دولت را به کل نادیده گرفته ای. اولین نظریه های دولت را فارابی و ابن خلدون به طور مدون ارائه کرده اند. بله فارابی متاثر از افلاطون و ارسطو و … بود اما نظریه همه نظریه مندان وام دار سایرین است. نظریه های پیشرفته تر دولت که حتی جنبه عملی یافته و تجربه شدند را در اندولس داریم. جناب گنجی مسلمان جامعه شناسی خوانده! شما بد نیست که سر به موزه لوور پاریس بزنی . در بخش اخیرا اضافه شده موزه عربی اش خلاصه نظریه دولت ابن خلدون که بر پایه گسترش اخلاق اسلامی به حوزه اداره سیاست و اجتماع است را به طور الکترونیکی ارائه می دهند. سکولاریسم ریشه در تمدن اسلامی دارد. اروپا سکولاریسم تاریخی را از محتوای اسلامی و مسیحی اش خالی کرد و به سکولاریسم بی ریشه و پایه ای در آمد که خلا اخلاقی اش را با نظریه های ماتریالیستی ارزش (یوتیلیتریانیستی و لیبرالیستی و سوسیالیستی و سوسیالی دموکراتیک) و بعدا نولیبرالی و رالزی (سوسیال لیبرال) پر کردند. اکنون که بحران مالی حاصل از همین تصور غلط جناب عالی که اقتصاد و سیاست را فقط تخصص می دانی همه جا را گرفته خود سیاست مداران غربی فریاد بر می آورد که آقا بازار هم اخلاق می خواهد.
http://www.radiofarda.com/content/f35_secular_islam_vs_islamic_terrorism/26817101.html

88816_600

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s