بدیل را از کجا بخریم؟!


احمد آل حسین

وقتی  که صحبت از بدیل می کنیم  عموما می پرسند که این بدیل کجاست!؟ پاسخ این است که اگر بدیل واقعا بخواهد بدیل باشد در هیچ سوپرمارکتی یافت می نشود.

اولین مانع برای گذار از این بن بست و شروع به کار بر روی بدیل (یا بدیل ها) همین تصور سوپرمارکتی از بدیل است.  بدیل وقتی بدیل است که از درون سوژه اجتماعی به برون آید. و از سوژه همان تراود که دروست! مقایسه کنید مارکسیسم را با فمینیسم. اولی را مارکس و حلقه تنگی از مارکسیست ها پدید آوردند و سپس به بازار عقاید و ایدولوژی ها ارائه کردند و کارش در این بازار برای مدتی گرفت اما عاقبتش را عملا دیدیم. دومی اما محصول کار جمعی سوژه های اجتماعی بود. یعنی از درون جوشید و هم چنان در حال جوشیدن و متنوع شدن است و البته تضاده و تناقض ها و بالا رفتن ها و پایین افتادن های بسیار هم داشته است. با این حال اولی دارای ساختاری روشن تر و قدرت سازمان دهی بیشتر بود و تون اندیشیدن بدیل به طور نظام مند را داشت در حالیکه فمینیسم کمتر توان تولید یک نظام جامع را دارد و بیشتر آرمان گراست.

بدیل یک نظام از قبل تولید شده نیست. اگر بود که بدیل نبود! تنها دو عامل می توانند این بدیل را تولید کنند: خود نظام (که این محال است. نظام ها به علت تمرکز قدرت می توانند زمینه قهری برای بدیل را پدید آورند اما نه خود بدیل) و مخالفین با نظام ها (مسئولیت با ایشان است) که می توانند زمینه ایجابی تولید بدیل را فراهم آورند. لذا بدیل یک نظام در خود مخالفین و متقدین نظام نهفته است. وقتی که بدین باور رسیدیم که بدیل را کسی از قبل تولید نکرده است تا ما برویم و بخریم آن گاه تازه اول کار است.

دومین قدم، رهایی سوژه اجتماعی مخالف نظام از قیود معرفت شناختی و جهان بینی های مسلط  است که توسط نظام ها القا شده اند. این قیود چون غل و زنجیری نا مرئی بر دست و پای سوژه (حتی وقتی هم که به خواهد به بدیل پروری بپردازد) هستند. بسیاری از دوستان ملی مذهبی هنوز در چارچوب های موجود فکری و عملی می اندیشند و رفتار می کنند. این چارچوب می تواند ظرفیت های مثبت! قانون اساسی باشد، اعتقادات مذهبی که پشت صحنه رشد ولایت بوده اند (مانند اعتقاد به منجی یا استثنا پنداری ملی)، دیدگا ههای سیاسی غالب (که اتفاقا خود در شکل گیری نظام ولایت در قالب جمهوری کاذب کمک کرده اند مانند لیبرال دموکراسی یا سوسیال دموکراسی)، جهان بینی های حاکم که بله مثلا مدرنیته رهایی بخش است و می تواند با برخی از عناصر سنت آلیاژ جدیدی را تولید کند (شریعتی 180 درجه با این تفکر فرق می کرد . نقطه عزیمت وی نه التقاط گزینشی سنت و مدرنیته بود که نقد متقابل و ساختارشکانه هردو در سایه یکدیگر!و بدیل را از نقد متقابل بیرون می کشید نه از التقاط)

برقراری گفتگو با مترقی ترین جنبش های جهانی که به سلطه نظام جهانی سرمایه نه گفته اند و در پی بدیل سازی آن هستند از جمله حیاتی ترین قدم ها (قدم سوم) در تولید بدیل خودی است. در مطالب خود بارها بنده به این مسئله اشاره کرده ام. نگاهها اکنون به سوی «اقتصاد مشارکتی» است و «دموکراسی شورایی». این دو نیز از قبل تولید شده نیستند . مانند فمینیسم تلاش های مشترک و جمعی وجود دارد که جنش ملی مذهبی باید به آنها بپیوندد و دست از این کورکورانه سنگ مدل سوسیال دموکراسی را بر سینه زدن بر دارد. ملی مذهبی ها در ارائه مدل شورایی در اول انقلاب پیشتاز بودند. اکنون چه شده که از همه عقب ترند و آن ارمانهای مترقی و خودی را فراموش کرده اند. آن مدل ها باید با توجه به تجربه انقلاب و تجربه جهانی مورد بازبینی و بازسازی قرار گیرند نه مورد فراموشی! آقایان متولیان رسمی ملی مذهبی اما متاسفانه آب در هاون کوفته وقت و انرژی خود و همراهانشان را تلف می کنند. تلاش هایشان به قول شریعتی تلاش های «پاک در راه پوک» شده است.

در یک کلام بدیل را خود باید ساخت و از خود باید آغاز کرد (مفهوم خودی اقبال). باید نگاه معطوف به پتانسیل های تاریخی خود باشد (مفهوم سلفیه سید جمال و بازگشت به خویش شریعتی) و مستقل اندیشی باید رویه کرد و با مترقی ترین جنبش های روز (آنگونه که شریعتی در زمانه خود کرد) باید به گفتگو و همکاری نشست.

disruptive-short-1024x631

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s